تبليغاتX
گـــروه دل نویــــسان عاشــــــق ایرونی

بســم الله الرحمن الرحیم

 

ورود اعضا به گروه    ثبت نام در گروه    معرفی اعضا     چت روم گروه

 به گروه  گروه دل نویسان ایرونی  خوش آمدید  

 



با تو حكايتي دگر

اين دل ما به سر كند

شب سياه  قصه را

هواي تو سحر كند

باور ما نمي شود

در سر ما نمي رود

از گذر سينه ما

يار دگر گذر كند

شكوه بسي شنيده ام

از دل درد كشيده ام

كور شوم جز تو اگر

زمزمه اي دگر كند

چاره كار ما تويي

ياور و يار ما تويي

توبه نمي كند اثر

مرگ اگر اثر كند

مجرم آزاده منم

تن به جزا داده منم

قاضي درگاه تويي

حكم سحر گاه تويي

87/10/29 |دل نویس : پسر تنها |
 

آدمك آخر دنيا ست ، بخند ...            آدمك مرگ همينجاست ، بخند....

آن خدايي كه بزرگش خواندي           به خدا مثل تو تنها ست ، بخند ....

دست خطي كه تو را عاشق كرد        شو‌خي ِ كاغذي ِ ماست ، بخند...

راستي آنچه به يادت داديم             پر زدن نيست كه درجاست ، بخند.....

آدمك نغمه ي آغاز نخوان                به خدا آخر دنياست ، بخند.....

87/10/29 |دل نویس : |

..... روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید، من تنها گوشی هستم که غصه ها را می شنود و یگانه قلبی ام که دردها را در خود نگه می دارد

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
فرشتگان چشم به لبها دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست." گنجشک گفت " لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی . این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه حقيرم؟ کجای دنیار را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند...
خدا گفت :
" ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آنگاه تواز کمین مار پر گشودی
گنجشک خیره در راه خدایی خدا مانده بود...
خدا گفت" و چه بسیار بلاها که به واسطه حكمتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی ...

87/10/29 |دل نویس : |

فرشته ی نازمنی

خوشکل و دلدار منی

اسیر دو چشمونت منم

می دونم که باور نداری

می گم دلت از سنگ شده

نگو  که   بی  وفا   شد ی

می خوام دست شبو بگیرم

برم   رو   سینش   بشینم

که شاید بشم ستاره چشات

اونوقت بیفتم تو نگات

با چشات نگام کنی

هر جا که باشم

تو منوصداکنی

 

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |

من نمی دانم چرا زرد شده احساسم

 

یا که بی رنگ شده روحیه ی حساسم

 

من نمی دانم چرا دنیا به چشمم واژگون

 

سرزمین سبز عشقم گشته از غم رنگ خون

 

من نمی دانم چرا مترود شد عاشق ترین

 

واژه ی تلخ فراموشی برایت بهترین

 

من نمی دانم تو را یاد من اینک در سر است

 

یا که سوزاندی مرا و یاد من خاکستر است

 

من نمی دانم نمی دانم

 

ولی دانسته ام از دیار قلب تو رخت سفر را

سال ها من بسته ام

 

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |

سفر غریبی داشتم

توی اون چشم سیاهت

سفری که بر نگشتم

گم شدم توی نگاهت

یه دل ساده ساده کوله بار سفرم بود

چشم تو مثل یه سایه

همه جا همسفرم بود

تو شدی خون تو رگهام   من دیگه

خودم نبودم

برای نفس کشیدن  حالا محتاج تو بودم

وای اگر همسفر

بعد از این در سفر

بی تو من تنها باشم

سفر غریبی داشتم

توی اون چشم سیاهت…..

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |
 

بازم افتاب غروب كرد و شب اومد  ...

                                         به جون خستم باز تب اومد ...

بازم از لالـــــهء خونین قلبـــم ...

                                         خدایا بانگ یا رب اومد ...

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد ....

                                          به جون خستم باز تب اومد ..

هوا تازه ، چرا غم سوت و كوره ...؟

                                         تنم داره میسوزه مثل كوره ...

خدایا .. یار من كی بر میگرده ...؟

                                        آخه این از خداوندی به دوره ....

چه احوال مریضی دارم امشب ...

                                        چه درد ناله خیزی دارم امشب ..

خدایا این حبیبه یا طبیبه ...؟

                                        چه مهمون عزیزی دارم امشب ...

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد ..

                                        به جون خستم  باز تب اومد ...

 

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |
 
بوسه یعنی وصل شیرین ۲لب             بوسه یعنی خسله در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق       بوسه راه خانه ی من و تو

بوسه گاهی گریه ی باران می شود       بوسه یعنی آتش گرمای لب

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق          بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه یعنی لذت از دل دادگی              بوسه یعنی آغازی برای ما شدن

بوسه یعنی سر فصل کتاب عاشقی        بوسه یعنی عشق من با من بمان

بوسه رمز وارد دلها شدن                  بوسه را تکرار باید نمود

 

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |
عشق

من پذيرفتم که عشق افسانه است  ...    اين دل درد آشنا ديوانه است

 مي روم شايد فراموشت کنم      ...     با فراموشي هم آغوشت کنم

مي روم از رفتن من شاد باش       ...         از عذاب ديدنم آزادباش

 گرچه تو تنها تراز ما مي روي   ...    آرزو دارم ولي عاشق شوي

 آرزو دارم بفهمي درد را       ...        تلخي بر خوردهاي سرد را

 

87/10/28 |دل نویس : پسر تنها |

نازنينـــــــــــــــــــم !

بي تو اينجا نا تمام افتاده ام

پخته اي بودم که خام افتاده ام

گفته بودي تا که عاقلتر شوم

آه ، مي خواهي مگر کافر شوم

من سري دارم که مي خواهد کمند

حالتي دارم که محتاجم به بند

کاشکي در گردنم زنجير بود

کاشکي دست تو دامنگيربود

عقل ما سرمايه دردسر است

من جهان را زير وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد ياري با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنوني ام

خنده تو رنگي از دلخونيم  
 

 

باز هم با نام تو افسا نه اى گلريز شد

باز هم در سينه ام عشق تو شور انگيز شد

باز هم همراه بوى ميخك و محبو به ها

خاطراتم پر كشد با ياد تو در كوچه ها

باز هم وقتى نگاهت گيرد از من فاصله

ديده ام مى بارد اما نم نم و بى‌حوصله

باز قلب پنجره بر روى‌من وا مى شود

باز هم پروانه اى در باغ پيدا مى شود

باز هم لاى‌كتابم مى‌نهم يك شاخه ياس

مى‌كنم بهر پيامى قاصدك را التماس

باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگير مى‌شوم

باز هم با ياد تو سر شار رويا مى‌شوم

 

 

87/10/27 |دل نویس : پسر تنها |
 

برگریزان درختی آغاز شدست...

که نگاهش سبز است...

اعتقادش سرسبز...

و دل و دستش سبز!

 

چه سکوت سردی!

چه غروب تلخی!

چه بهار سیهی!

 

شمع را روشن کن!

جامه تیره بپوش!

پیش چشمم امشب...

زندگی خواهد سوخت!

اختری خواهد خفت!

مادری خواهد مرد!

87/10/27 |دل نویس : رضا - غریب آشنا |
زندگی مجبورم کرده یاد بگیرم :

زندگی یعنی :

آروزی مرگ 
مرگ  آرزوها

87/10/26 |دل نویس : AMIN KHAN - مـدیر گروه |
كودكان
87/10/26 |دل نویس : تینا |

bahar

در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم
بی خبر از همه عالم شوم امّا نشدم


بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا به این طایفه محرم شوم امّا نشدم


هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم
تا باسماء معلّم شوم در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم


بی خبر از همه عالم شوم امّا نشدم
بر در پیر خرابات نهم روی نیاز


تا به این طایفه محرم شوم امّا نشدم
هجرت از خویش کنم خانه به محبوب دهم


تا باسماء معلّم شوم امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق


رسته از کوثر و زمزم شوم امّا نشدم
فارغ از خویشتن و واله ی رخسار حبیب


همچنان روح ِ مجسّم شوم امّا نشدم
سر و پا گوش شوم پای به سر هوش شوم


کز دَم ِ گرم تو مُلهَم شوم امّا نشدم
از صفا راه بیابم به سوی دار فنا


در وفا، یار مسلّم شوم امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه ی دل، هرچه بُت است


تا بر دوست مکرّم شوم امّا نشدم
آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث


در دلم بود که آدم شوم امّا نشدمامّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده ی عشق


رسته از کوثر و زمزم شوم امّا نشدم
فارغ از خویشتن و واله ی رخسار حبیب


همچنان روح ِ مجسّم شوم امّا نشدم
سر و پا گوش شوم پای به سر هوش شوم


کز دَم ِ گرم تو مُلهَم شوم امّا نشدم
از صفا راه بیابم به سوی دار فنا


در وفا، یار مسلّم شوم امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه ی دل، هرچه بُت است


تا بر دوست مکرّم شوم امّا نشدم
آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث


در دلم بود که آدم شوم امّا نشدم

87/10/23 |دل نویس : تینا |

آی آدمها

در کدام دین و آئین بمباران و قتل عادم کودکان و زنان و انسانهای بی دفاع مجاز است؟

در کدام بند از قوانین حقوق بشر به خاک و خون کشیدن و گرفتن جان انسانهای بی گناه مباح شمرده شده است؟

در دین کدامیک از انبیاء الهی سکوت در برابر ظلم و رقم زدن فجایع انسانی در زمره ی اخلاقیات قرار گرفته است؟

فرق نمیکند مسلمان باشی یا مسیحی یا یهودی. پیامبرت حضرت محمد (ص) باشد یا عیسی (ع) یا داود (ع)

کافیست مادر یا پدر باشی تا قلبت از جان دادن فرزند در آغوش والدین به درد آید.

کافیست فرزند باشی تا دیدن بدن خونین و تن بی جان پدر و مادر اشک را مهمان چشمانت کند.

کافیست انسان باشی تا ترس از بارش آتش و گلوله بر سرت و ویران شدن خانه ات لرزه بر اندامت بیاندازد.

غزه

می گویند کسانی شایسته ی رهبری و حکومت هستند که شجاع، وظیفه شناس و قوی باشند و اخلاق و انسانیت را بفهمند. کدام شجاعت و اخلاق و انسانیت، سران کشورها و مجامع بین المللی را به سکوت در برابر فاجعه ی انسانی غزه وادار کرده است؟

امروز غزه تصویر گر جنگی خونین و ناعادلانه و سکوت قدرت طلبان است. فردا و فرداها این درد به پیکر کدام سرزمین وارد میشود؟ بهای ترس و بی کفایتی مدعیان عدالت و حقوق بشر را کودکان درد کشیده و زخمی غزه با اشکها و ناله هایشان می پردازند

ما همه دلنویسان ایرونی مسلمان  به حکم انسانیت، به حکم اخلاق و به حکم اعتقاد به خدای یگانه که خدایی مهربان و عادل است ظلم بی حدی که بر مردم غزه روا میشود را محکوم میکنیم و خواستار واکنش صاحبان قدرت نسبت به این حملات غیر انسانی و وحشیانه هستیم

87/10/22 |دل نویس : |

حسین حسین حسین

لب با سخن وفا گشودست حسیــن

جز عاشق صادقی نبودست حسیــن

تا آنکه حدیـــــــث عشــق کامل گردد

هفتاد و دو مثنوی سرودست حسین

87/10/15 |دل نویس : تینا |
خدایا ... ای رحمان و ای رحیم ...
خدایا چقدر تو صبر داری ... چقدر صبوری ما رو زمین هر کاری میکنیم و به هیچی به ما نمیگی !
این زمین رو آفریدی ...

 به ما گفتی :ای بنده با عقل و شعور و فکری که به تو دادم فکر کن و تعقل کن و در بهتر و زیباتر کردن این زمین تلاش کن اما ما...
به ما گفتی که زمین رو آباد کنید و صلح داشته باشید ولی در عوض بعضی از ما آدمات انگاری از خونریختن خوشمون میاد !

انگار دوست داریم ... چه بدونم چی فکر میکنیم که این طوری دنیا رو سفت چسبیدیم و بخاطرش این همه آدم رو میکشیم ...

خدایا درسته بعضی از آدمها ریخت خون رو دوست دارن ولی ما دوست نداریم

خودت با اونهایی که رو زمینت فساد کردن به عدالتت برخورد کن ...

 

غزه در خون و آتش

87/10/15 |دل نویس : AMIN KHAN - مـدیر گروه |

 السلام علیک ایها الطفل الرضیع

السلام علیک یا ابا عبد ا... الحسین

سلام بر گلوی تیر خورده  علی اصغر (ع)

سلام بر لب تشنه علی اصغر حسین [ع)

   بخواب اي نو گل پژمان و پرپر

بخواب اي غنچه افسرده اصغر

بخواب آسوده اندر دامن خاك

نديده دامن پر مهر مادر

بخواب و خواب راحت كن شب و روز

كه خاموش ايت صحرا بار ديگر

نمي آيد صداي تير و شمشير

نه ديگر نعره الله اكبر

همه افتاده در خوابند خاموش

توئي صحرا و چندين نعش بي سر

نترس اي كودك ششماهه من

كه اينجا خفته هم قاسم هم اكبر

مگر باز از عطش ميسوزي اي گل؟

كه از خون گلو لب ميكني تر

كه با تير سه شعبه كرده صيدت؟

بسوزد جان آن صياد كافر

خدايا بشكند آن دست گلچين

كه كرد اين غنچه را نشكفته پرپر

او خــنده کـرد و عالـم از آن خـنـده گــریه کـرد

87/10/15 |دل نویس : |
 

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست؟

این چه شمعی است که عالم همه پروانه ی اوست؟

این حسیــــن کیست که عالم همه دیوانه ی اوســـت

87/10/11 |دل نویس : AMIN KHAN - مـدیر گروه |

حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام : 
عده‌اى‌ از روى‌ طمع‌ عبادت‌ خدا مى‌كنند، اين‌ عبادت‌ سوداگران‌ است‌، و جمعى‌ از ترس‌ بندگى‌ خدا مى‌كنند، اين‌ عبادت‌ بردگان‌ است‌، و برخى‌ به‌ انگيزه‌ شكر خدا را عبادت‌ مى‌كنند، اين‌ عبادت‌ آزادمردان‌ و ب

100.jpg

هترين‌ عبادتهاست‌

87/10/10 |دل نویس : تینا |

127365.gif

امام صادق عليه السلام نقل مي کند که روزي از امام حسين عليه السلام پرسيدند که حالتان

چطور است ايشان فرمودند:

صبح کردم در حالي که براي من خدايي است بالاي سرم و آتش جلو من و مرگ به دنبال من

است و حسابگران اطراف مرا گرفته و من گرو عملم مي باشم آنچه را دوست مي دارم نمي

يابم و آنچه را که دوست ندارم دفع نمي کنم  و کارها بدست غير من است اگر بخواهد مرا

عذاب مي کند و اگر خواسته باشد از من گذرد پس چه گدايي از من گداتر است

87/10/10 |دل نویس : تینا |

عزاداری امام حسین علیه السلام باید شایسته آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعیف اسلام و مذهب شیعه نشود، بلکه همانند قیام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام شود.

مسلمان حق ندارد که خون خود را بدون دلیل شرعی و عقلی بریزید مگر در دفاع از دین، ناموس، آبرو و وطن . ما در هیچ جایی از قرآن و سنت نداریم که می‎توانیم در عزای امام حسین و دیگر ائمه علیهم‎السلام آسیبی به خود رسانده و خونی جاری نمائیم. این چه تجلیلی از عزای امام حسین علیه‎السلام است که باعث ضایع شدن آیات قرآن می‎شود؟ آیا چنین عزاداریی که باعث بی‎توجهی به آیات الهی می‎شود ارزشی دارد؟!............

87/10/10 |دل نویس : تینا |
 

یا حسین

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است!
ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع)

87/10/10 |دل نویس : تینا |
 
 
با سلام به تمامي دوستان عزيزم
دوباره ماه محرم ماه حزن و اندوه و ماه پيروزي خون بر شمشير فرا رسيد حلول اين ماه را به عاشقان و رهپويان سالار شهيدان اباعبدالله الحسين تسليت عرض مي كنم
 
 
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين
سلام بر تو سالار شهيدان
سلام بر تو ستاره درخشان حق مداران
سلام بر تو اي فرزند برومند اسلام
سلام بر ياران باوفايت
سلام بر اولاد مظلومت
xp48ort9tdrvi5sbzlj.jpg

فرا رسيدن ايام محرم حسيني را به تمام عاشقانش تسليت عرض ميكنم.
انشا ،الله سعي كنيم با ياد امام حسينو ياران و اهل بيت شان
روحيه حريت ، عزت جويي و شرافت انساني و خودسازي معنوي را در خود هر چه بيشتر زنده نگاه دارم و بار ديگر ياداور ان شويم كه اين دنيا بواقع محل گذر است و سرور همه شهدا براي زنده نگاه داشتن همين ارزشهاي والا جان مباركشان را تقديم كردند تا شهادتشان چراغي باشد براي همه عاشقان حق و حقيقت در پهنه تاريخ.ستاره دنباله داري باشند براي راهيابي در ايام تاريك و سخت و سرد دنيايي.و امروز و امروز بيشتر از هميشه شهادت شجاعانه و اگاهانه ايشان و ياران وفادارشان براي حق باوران و عدالتدوستان و عزت طلبان معنا و مفهومي خاص دارد.

انشا،الله خودمان را در اين درس عشق شرمنده نيابيم و اگر محبتي هست كه هست انرا در سينه حبس نكنيم و بدون هيچ تكلفي شيوه راستين عشق بازي و حقدوستي و ايثار را در خود تجديد حيات كنيم.اري دنيا با همه زيبايي هايش چيزي نيست جز محل عبور.انچه پايدار و جاودانه است عشق و ايثار و حق دوستي است كه امام حسين نمونه بارز اين حيات جاودانه و حريت واقعي است.

ngqu22zv288skiio0c6.jpg
باغ خشكيده دين را تو ز خون دادى آب
نه عجب گر كه شكوفا و جوان است هنوز
__________________
امام حسن عليه السلام :

پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بي ياور
 
                                                    
 
 
                                                                  غمنامه
87/10/10 |دل نویس : امین - پارسه |
خواب دیده بود ، در ساحل دریا و در حال قدم زدن با خدا.

 

 روبه رو در پهنه آسمان صحنه هایی از زندگی اش به نمایش در می آمد.

 

متوجه شد که در هر صحنه دو جای پا در ماسه فرورفته است .

 

 یکی جای پای او و دیگری جای پای خدا.


وقتی آخرین صحنه از زندگی اش به نمایش در آمد، متوجه شد که خیلی اوقات در مسیر زندگی او فقط یک جای پا بود.

 همچنین متوجه شد که آن اوقات سخت ترین و ناراحت کننده ترین لحظات زندگی او بوده است.


این واقعاً او را رنجاند و از خدا درباره آن سوال کرد : خدایا تو گفته بودی چنانچه تصمیم بگیرم که با تو

باشم ، همیشه همراه من خواهی بود .

ولی من متوجه شدم که در بدترین شرایط زندگیم فقط یک جای پاست ، نمی فهمم چرا در موقعی که بیشترین

احتیاج را به تو داشته ام مرا تنها گذاشته ای ؟!!!


خدا پاسخ داد :فرزند عزیز و گرانقدر من ، تو رادوست دارم و هیچ وقت تنهایت نمی گذارم . زمانهایی که تو

 در آزمایش و رنج بودی ، وقتی تو فقط یک جای پا می بینی ، من تو را به دوش گرفته بودم !

                                                                                     

 

                                                                                         غمنامه

 

                                                                                             

87/10/10 |دل نویس : امین - پارسه |
کل یو عاشورا و کل عرض کربلا ...

 

فرا رسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر نا مردمان ، شهادت حسین ابن علی بر همه بروبچه های دل نویسان ایرونی تسلیت باد .

موفق باشید - یا علی

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد - AMIN KHAN

87/10/09 |دل نویس : AMIN KHAN - مـدیر گروه |
 سلام دوستان عزیز

از این که نبودم منو ببخشید

درگیر درس و کنکور فوق لیسانس هستم

از همتون می خوام برام دعا کنین

زود زود با دست پر بر می گردم

شعري كه واست نوشتم نپسنديدي دوباره

بهت برخورده بود انگار بهت گفتم ستاره

تعريف از خودم نباشه ، عزيزم ستاره بد نيس

آخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نيس

دو سه خطي كه نوشتم راستشو بخواي بريدم

چون ديدم همه رسيدن ، من يه عمره نرسيدم

خط دوم كه تموم شد واقعا من كم آوردم

دو سه بار تو خط سوم تو رو به خدا سپردم

خط چهارم ولي ديدم باقي مونده اصل مطلب

خواب چشماتو مي بينم به خدا هميشه هر شب

خواب ميبينم تو يه نوري ، يه ستاره ، يه فرشته

خواب تو هر جا مي بينم اونجا آخر بهشته

وسط نامه يكي گفت چرا باز داري مي لرزي؟

من براي تو نوشتم تو به يك دنيا مي ارزي

اينا به دلت نشينه من واست چي بنويسم؟

قدماتو كاش بياري بذاري رو چشم خيسم

چند شبه دلشوره دارم كه نبينمت دوباره

تئ به اين خط كه رسيدي نامه رو ميكني پاره؟

پاره كن نامه رو پاره ، آخه صاحب اختياري

حتي ميشه بسوزونيش اگه من رو دوس نداري

شاعرانه س ، ولي راستش نامه من كاغذي نيس

كاش بقيه شو بخوني موقع خدافظي نيس

هر كاري دوس داري كن من شكستمش غرورو

زحمتت ميشه عزيزم كه بياي اين راه دورو

دل تو يه قصر نوره ، دل من يه تيكه چيني

چيني يو واسه شكستن ، كاش يه بار بياي ببيني

عكس تو هنوز همونجاس ، توي قاب عكس چوبي

راستي خوب شد يادم افتاد ، چرا انقدر تو خوبي؟

سقف گريه م همين امشب ريخت رو آخراي نامه

فقط اون شبي كه باشي شب مرگ گريه هامه

من فقط به عشق اون شب ، وقتي شب ميشه مي خوابم

اما دير بودن اون شب ، بدجوري ميده عذابم

دسمو امشب ميذارم زير گرماي سر تو

ما پيش همديگه باشيم ، يعني ميشه باور تو؟

هر كسي اون شب بخوابه عاشقيش راس راسكي نيس

بي رودرواسي عزيزم ، چشاش و دلش يكي نيس

زيادي واست نوشتم ، حق داري كه بشي خسته

اما اين يه تيكه چيني ، چه كنه دلش شكسته

عزيزم مراقب اون ، چشاي ناز خودت باش

فكر چندين ماه ديگه ، كه مياد تولدت ، باش

انقدر با هم ميگيريم فالاي چائي و قهوه

كه بگن به جز رسيدن همه چي توش محو محوه

يك شهريور و غمگين ، يه دوست دارم ، يه امضا

من دلم واسه تو تنگه ، تو تابستون ، شب يلدا

87/10/07 |دل نویس : نجوا |

من که عمرم را به پایت ریختم
زندگی ها را به پایت ریختـــــم

ای تو دیروز من و امروز مـــــن
من که فردا را به پایت ریختم

دیگر چه خواهی ... دیگر چه خواهی  ... ؟؟؟

 

من که با خوب و بد تو ساختم
آّبرویم را به خاک انداختم

 

من که با خوب و بد تو ساختم ... آبرویم را به خاک آنداختم

 

در سفر تا هفت شهر عشق تو
من که مرزی تا جنون نشناختم

 

 دیگر چه خواهی ... دیگر چه خواهی  ... ؟؟؟

 

 

87/10/05 |دل نویس : AMIN KHAN - مـدیر گروه |




می خوام یه اعتراف کنم...
اعترافی به شفافی آینه ها و به زلالی آب زمزم!
دلم برای کودکی ام تنگ شده...دلم برای خودم تنگ شده..دلم برای دیروزم تنگ شده!
دلم برای خنده هایی که از ته دل بود،خنده هایی بدون ترس از فردا تنگ شده!!!
برای بازی های کودکانه،برای  عصرونه های خونه بابابزرگ ، برای دور هم بودنهامون توی یه عصر تابستونی!!!
برای روزی که با پسر خاله ها توی حیاط بزرگ بابا بزرگ بازی میکردیم
گرگم به هوا...قایم موشک...!
برای روزی که پولهامون و جمع کردیم و یه توپ قرمز خریدیم!!!
برای چیدن میوه های نرسیده حیاط ودعواهای بابابزرگ!
برای طعم گیلاسهای کال حیاط!
برای روزی که چهار تایی کنار حوص آبی  وسط حیاط نشسته بودیم
روزی که دیگه خوشحال نبودیم و نمیخندیدیم!
روزی که بابابزرگ رفت کنار ستاره ها !
روزی که بابابزرگ مثل شاپرکی آزاد پرواز کرد!
اون روز، روزی بود که فهمیدیم چقدر دوستش داشتیم!
اون روز دیگه بابابزرگ دعوامون نکرد...!
دلم برای دیروزم تنگ شده...!
...
.........
......................

کاش بتونیم حرفهای نگفته دیروز و امروز بزنیم و واسه فردا نزاریم...
شاید دیگه فردایی نباشه!!!
87/10/02 |دل نویس : شاپرک |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

tanhaeih-dalha

AMIN KHAN - مـدیر گروه

tanhaeih-dalha

http://tanhaeih-dalha.blogfa.com

گـــروه دل نویــــسان عاشــــــق ایرونی

گـــروه دل نویــــسان عاشــــــق ایرونی

گـــروه دل نویــــسان عاشــــــق ایرونی

گروه بزرگ دل نویسان ایرونی

گروه دختر پسر های دل نویس ایرونی

گروه دوستی و رفاقت - از دل نوشتن

فرصتی برای دل نویسان ایرونی برای در کنار هم بودن


اطلاعات مختصر گروه
تعدا اعضا در حال حاضر :32 نفر
سن بزرگترین عضو گروه :۲۸ سال
سن کوچک ترین عضو گروه :۱4 سال
میانگین سن اعضا : 20 سال
افتتاح : اول تیر ماه 1387

میانگین مطالب ارسالی در طول روز: ---
میانگین مطالب ارسالی در طول ماه: ---
میانگین بازدید کننده در طول روز :----
حداکثر ظرفیت پذیرش عضو : فعلا نا محدود
تعداد اعضای کمکار اخراجی :15 نفر
رضایت از مدیریت : 80% رضایت بالای 50 %
موضوع نوشته ها : بیشتر دل نوشته -شعر - مطالب جالب - بحث و تبادل نظر و دوستی های جالب




پاتوق هر چی دخترو پسر با مرام عاشق از نوع محترم دل نویس با ملیت ایرانی

گـــروه دل نویــــسان عاشــــــق ایرونی

صفحه اصلی دل نویسان

عضویت و شرایط گروه

بزرگ دانلودستان گوشی -موبایلستان تکنولوژی

عاشقان 14 معصوم ع

PersiaNet.ir | Coo.ir | tanhaeih-dalha